
- List item
نام دریای کاسپین در طبقهبندی زبانهای ایرانی- دکتر جهاندوست سبزعلیپور
دریای کاسپین یا دریایی که در شمال ایران واقع است، نامش در حوزههای مختلف تاریخ، جغرافیا، سیاست، اقتصاد، دریانوردی، گردش گری و دههای حوزه ی دیگر بر سر زبانهاست. یکی از حوزههایی که در آن نام دریای کاسپین به چشم میخورد، زبانشناسی است. در زبانشناسی برای اشاره به تعدادی از زبانها، از اصطلاح زبانهای حوزه ی کاسپین (خزر) استفاده میشود. این دریا، که بخشی از شمال ایران را دربرگرفته، باعث شده که ایرانشناسان و زبانشناسان همواره از نام این دریا برای اشاره به زبانهایی استفاده کنند که به نوعی در حاشیه ی این دریا گسترده شدهاند. مازندرانی، گیلکی، تالشی، تاتی و سمنانی از زبانهایی هستند که اغلب نام شان در حوزه¬ی زبانهای کاسپین به گوش میخورد. در مواردی بین زبانشناسان و ایرانشناسان در چگونگی طبقهبندی این زبانها اختلاف وجود دارد. در این مقاله تلاش شده است به نقش دریای کاسپین در نامگذاری یکی از شاخههای زبانهای ایرانی اشاره شود، در بخش دیگری از این مقاله به تعدادی از واژههای همریشه با کاسپین در گیلکی اشاره خواهد شد. این واژهها که از لغتنامههای گیلکی استخراج شده، نشان میدهد که قوم کاس در این منطقه وجود داشته و یا با ساکنین قدیم این مناطق ارتباط نزدیکی داشتهاند.
بررسی جغرافیای تاریخی درياي مازندران با تکیّه بر جهان نامه ابن بکران و جغرافیای حافظ ابرو-حسین کشاورز افشار - اسماعیل سپهوند-محمد علی نعمتی
از منظر منابع جغرافيايي فارسی، دریای مازندران دارای موقعیّت برجسته ای از دیرباز تاکنون بوده و هست. از جمله اين منابع؛ جهان نامه و جغرافیای حافظ ابرو مي باشد که هر دو اثر به زبان فارسی، اوّلی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم و دوّمی در اواخر قرن هشتم و اوایل نهم هجری تألیف شدهاند. به طور کلی میتوان گفت این دو اثر، جغرافیای ایران را از قرن پنجم تا هشتم هجری پوشش میدهند. در این آثار مؤلفان در وصف دریای مازندران، به موقعيّت رودها و کوه های اطراف این دریا مي پردازند. این مقاله نیز با روشی توصیفی _ تحلیلی، سعی در روشن كردن اشارات و توضيحات مؤلفان پارسی نویس این دو اثر دارد. دستاورد این مقاله میتواند منبعی جهت آگاهی علاقه مندان باشد تا با استناد به چنین پژوهشهایی بتوانند از جغرافیای طبیعی دریای کاسپین برای امورات گوناگون کشور بهره ببرند.
روابط بازارهای محلی شمال ایران با روسیه تزاری در دوره قاجار- دکتر زمانه حسن نژاد
بازارهای محلی به عنوان بخشی از ساختار اقتصادی جامعه ایرانی، همواره انعکاسی از پیچیدگی های اقتصاد محلی و پیوند آن با تحوّلات سیاسی بوده است. می توان از بازارهای محلی به عنوان یک خرده-فرهنگ در ساختار شهری نقاط مختلف ایران یاد نمود. بازارهای شمال ایران به عنوان الگوی یک بازار محلی نامتوازن، به شدّت از رخدادهای سیاسی و اقتصادی جاری در سطح ملی و بین المللی تأثیر پذیرفت. تحوّلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عصر قاجار، به ویژه ظهور امپراطوری روسیه در همسایگی این ایالت و مطرح شدن روس ها به عنوان یک دولت استعماری، بازارهای شمال ایران را به شدّت تحت تأثیر خویش قرار داد.
این نوشتار در پی آن است که با اتکاء بر منابع، به بررسی تأثیرپذیری بازارهای محلی شمال ایران از حضور استعماری روس ها، در این ناحیه از ایران، بپردازد.
روند شکلگیری و تدوین و تنظیم رژیم حقوقی کشتی رانی دریای خزر از قرارداد گلستان(1813/1228)تا قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی(1940/1336)- دکتر قربانعلی کنارودی
دریای خزر همواره مورد توجّه دولت و مردم ایران و حکومتهای محلی مناطق شمالی ایران و اقوام و دولت روسیه بوده است. حضور فعّال سیاسی روسیه از زمان قاجار در منطقه، نشان دهنده ی علاقه و نفوذ آنان جهت بهرهمندی هر چه بیشتر از دریای خزر بوده است. از این تاریخ همواره دو کشور ایران و روسیه با قراردادها و معاهدات مختلفی به دنبال تعیین رژیم حقوقی دریای خزر بودند. هدف این تحقیق، تحلیل چگونگی روند شکلگیری رژیم حقوقی کشتی رانی در دریای خزر، از ابتدای قاجاریّه تا پایان پهلوی اوّل است. در این پژوهش با توجّه به تاریخی بودن موضوع، از روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر اسناد و مدارک آرشیوی، روزنامهها و منابع تاریخی استفاده شده، تا به این پرسش که " رژیم حقوقی کشتی رانی در دریای خزر از ابتدای قاجاریّه تا پایان پهلوی اوّل چگونه شکلگرفته و تبیین شده است؟" پاسخ مناسبی دهد.
یافتهها و نتایج این پژوهش بیانگر آن است که رژیم حقوقی کشتی رانی در دریای خزر در اثر اهمیّت این دریا برای ساکنان مناطق جنوبی و همچنین مردم روسیه در ابعاد سیاسی و اقتصادی گستردهای از معاهده گلستان در سال1813/ 1228 تا معاهده تجارت و بحرپیمایی1940/ 1336 هـ ق شکل گرفته است. با نفوذ سیاسی روسیه در آب های شمالی ایران، تا سالهای 1921 ایران تنها از کشتیرانی تجاری در دریای خزر بهره میبرد و حق استفاده از کشتی جنگی را نداشت؛ ولی از این تاریخ حق نگهداری و تأسیس نیروی دریایی در دریای خزر از سوی دولت اتحاد شوروی سوسیالیستی به رسمیّت شناخته شد. در بین مفاد معاهدات و امتیازات بازرگانی و تجارت و همچنین بحرپیمایی بین دو کشور، برخی قوانین حقوقی مربوط به کشتی رانی در دریای خزر مورد توجّه دولت مردان و شرکت های تابعه دو طرف قرار گرفت و به شکلگیری و تبیین رژیم حقوقی کشتی رانی در دریای خزر منجر شد.
آيا مرزهاي اورارتو تا تول تالش ادامه داشته است؟- دکتر مریم دارا
اورارتوها از قرن نهم ق.م تا حدود سه سده پادشاهی خود را در اطراف دریاچه های وان، ارومیه و سوان گسترش دادند. دست بند مفرّغي از تول تالش با كتيبه اي اورارتويي توسط پژوهشگرانی بررسي شده است و آن را گاه نشان گر بسط مرزهاي اورارتو تا اين ناحيه يا شیءای به غنیمت گرفته شده يا انتقال يافته، به تول تالش دانسته اند. نگارنده بر این نظرست که این دست بند طبق سنّتی باستانی می توانسته از محوطه ای به محوطۀ دیگر انتقال یابد و شاید از ابتدا از دو قسمت از دو جای مختلف از یک کتیبه ی بزرگ تر ساخته شده و به هم لحیم و به شكل دست بند درآمده و تزئين شده است.
بقعه ی متبرّکه بر کنار دریای کاسپین «تحقیقی در جایگاه و اهمیّت امامزاده سیّدجلال الدّین اَشرف در آستانه ی اشرفیه»- رسول سعیدی زاده
در استان گیلان چند زیارت گاه از اهمیّت زیادی برخوردار است. زیارت گاه های مهّم استان گیلان به ترتیب فراوانی استقبال عبارتند از: امام زاده سیّدجلال الدّین اَشرف در آستانه ی اَشرفیه، امام زاده ابراهیم در روستایی به همین نام در شهرستان شفت، امام زاده هاشم در دهکده ای به همین نام واقع در کیلومتر سی اتوبان رشت به تهران، امام زاده اسحاق در شهرستان شفت و سرانجام، امام زاده سیّده فاطمه معروف به خواهر امام در محله ای به همین نام در شهر رشت، که بیشتر مورد توجّه بانوان است. زیارت گاه سیّدجلال الدّین اَشرف در شهر آستانه ی اَشرفیه قدیمی ترین و مهّم ترین بقعه از بقاع متبرّکه ی استان گیلان است.
درباره ی شخصیّت مدفون در مزار آستانه ی اَشرفیه چند احتمال داده می شود؛ به احتمال قوی صاحب مزار یکی از اَئمه ی زیدیه به نام السیّد الامام اَشرف بن زید الحسنی است که در سال 546ق. در منطقه تَجَن گوکه لاهیجان فوت کرد و سپس طرفدارانش پیکر او را در روستای کوچان از توابع لاهیجان به خاک سپرده-اند.
در اینجا ضمن بیان مؤقعیّت جغرافیایی و جغرافیای تاریخی شهر آستانه ی اَشرفیه، به معرفی صاحب مزار و پیشینه ی بنا و نوع معماری بقعه ی آستانه ی اشرفیه پرداخته می شود.
نقش سمبولیک دریای کاسپین در شعر نیما یوشیج- سمانه شجاعی
بسیاری از شاعران ایرانی، به فراخور روحیّه ی خود یا اجتماع، به طبیعت نگاه خاص داشته اند. در شعرهای قبل از ظهور نیما، نگاه عرفانی به طبیعت، بیشتر بوده و نقش سمبولیک عناصر طبیعت، در ادبیّات عرفانی کاربرد پررنگی داشته است. امّا علی اسفندیاری، نیما یوشیج، طبیعت ویژه ی شعری دارد. نیما شاعری طبیعت گراست و با نگاه ویژه اش به آن، سبک شخصی به وجود آورده است. سبک خاصّ نیما در سمبلیسم به جهان بینی فوق-العاده رسیده است که در آثار قبل یا بعد او، کمتر دیده می شود. او با سمبل قرار دادن دریای کاسپین، جنگل، کوهستان یوش و طبیعت بکر مازندران، رنج خود، هم فکران، هم عصران و همه ی مردم ایران را در شعر نشان داده و رسالت شاعری اش را تمام کرده است؛ رسالت شاعری نیما برابر است با رسالت ادبی، تاریخی و اجتماعی. این رسالت همه جانبه ی نیما، از آن جا نشأت می گیرد که او در دامان طبیعت رشد کرده و با دریا و جنگل و ... انس داشته است. وی شفای تمام دردهای بشری را در دل طبیعت، به خصوص دریای کاسپین و جنگل و کوهستان یوش می داند و به آن اعتقاد دارد و این نقش، در آثارش مشخص است.
این پژوهش، با روش توصیفی- کتابخانه ای، سعی خواهد کرد در جهت شناساندن نگاه خاص نیما به دریای کاسپین و طبیعت اطراف او، گامی بردارد.
تفاوت رسم شوپه در مازندران و حاشیه ی حوزه ی فرهنگی آن (مطالعه ی موردی، منطقه ی فولادمحله)- محسن چلیکی فولادی
در فرهنگ فولکلور(محلی) حوزه ی مازندران، رفتار خاصّی برای نگهبانی از محصولات کشاورزی و دور راندن و ترساندن حیوانات غیر اهلی گیاه خوار از مزارع کشاورزی صورت می گیرد، که از آن با عنوان "شوپه" یاد می شود. اقلیم خاصّی که این حوزه فرهنگی را در بر گرفته است، باعث بوجود آمدن شباهت هایی در رفتار و کنش های این مردمان با این نوع خاصّ از اقلیم و حیوانات وحشی خاصّ آن شده. البته با فاصله گرفتن از مرکز این حوزه فرهنگی شاهد برخی تفاوت ها در این نوع رفتارها (معماری، محصولات و...) نیز هستیم. در میان مزارع سازه هایی با نام "نفار" وجود دارد که به منظور انجام شوپه ساخته شده است، که با تفاوت اقلیم شاهد تغییرات در این نوع سازه در زمین های کشاورزی نیز هستیم.